تبليغاتX
پیله تنگ پروانگی - برای آنکه دلش یاد آسمان کرده است ...
شعر و ادبیات و فرهنگ ...
****   

                 " سکوت "

 

رو میکنی  به " آیینه" ،  آیینه هم برای تو دیوار است ...

لب بسته ای ، سکوت ـ اما آه ـ حتا سکوت تهمت قرار است!

دل میدهی به آب می خشکد ، رو میکنی به باغ می سوزد ،

سر می نهی به خواب ، می بینی "کابوس" در توالی وتکرار است ...

موسی شوی و صد ید بیضا هم از آستین به آسمان ببری ـ

اعجاز تو دروغ خواهد شد ،  پیغمبریت  قابل انکار است  !

مریم صلیب سوخته می زاید بر  جلجتای تهمت ناپاکان ...

در خالی نگاه خطاکاران ، آیینه هم همیشه خطاکار است !

**

لطفا" دهان ببند و صحبت کن! ... بااحتیاط، عصابه دست، آرام...

زیرا زبان سرخ که میدانی ؟... لطفا" سکوت ، "سکوت" اجبار است .

****************************************************

***************************************************************

                                      "   یاران ... "

یاران  کره  از  آب  میگیرند  ...          موج از دل سرآب می گیرند  !

با اسبهای چوبی شان در خواب      صد لشگر از حباب می گیرند ...

شاعرترین  یلان  این میدان ،             جای  سپر  کتاب میگیرند ...

یعنی به وقت حادثه و شمشیر        خود را کمی به خواب می گیرند !

   با  تورهای  محکم   اندیشه ،          ماهی ز منجلاب می گیرند

از چشمهای دختر  همسایه           الهام بی حساب می گیرند !

در چارچوب فلسفه ی عصیان          خود را همیشه قاب می گیرند

...

هرشب ، به یاد فقر همه عالم        بزم  چلوکباب  می گیرند  !! ...

سیگارهای روشن ـ فکری شان       فندک  از " آفتاب"  می گیرند !

**

...اما میان  اینهمه  تاریکی  ،            وقتی ز رو نقاب می گیرند ، ـ

رو می شود که یک عمر است        " یاران کره از آب می گیرند " !!! ...

 

****************************************************

***************************************************************

*روزی بهمن برایم تعریف کرد که بحثی بین او و دوستانش در گرفته ، بر سر اینکه در شعر آیا میتوان از هر کلمه ای استفاده کرد ؟ یعنی "کلمه" باید لیاقت شعری داشته باشد تا آنرا به کار ببریم ؟

او گفت نظر من این بوده  که : ... کلمات شعر همان کلماتی هستند که ما هر روز استفاده می کنیم یا در روزنامه آنها را میخوانیم ، این شاعر است که به کلمه هویت میدهد و کلمه به خودی خود لیاقت شعری ندارد ... و حتی میتوان با کلماتی مثل "خر " و "گاو"  هم شعر خوب گفت ! ... و...

بعد تعریف کرد که چند روز دیگر او شعری گفته است با همین کلمات ... به نام "طویله"  ! که با هم میخوانیمش ...  :

     ****

                               "  طویله  "

از " گاوها " بپرس  که  نشخوار  می کنند

خرها چرا همیشه ـ فقط ـ کار می کنند ؟!

پالان شیک ، دست به افسار و با وقار ...

خرها چه خوب و با ادب رفتار می کنند !!

آقا ،  الاغ ! ...  لطف بفرما  بگو   چرا  ؟،

تا می کشد غرور تو را  " بار "  می کنند ؟

**

ـ "صحبت نکن که اینهمه کار محبت است ...

خرها  ، نه کار از  سر   اجبار   می کنند  !

نان و نمک  نخورده ای  تا  باورت  شود  ،

شلاق ها  ، تن مرا  تیمار  میکنند !! ...

عرعر نکن ، صدا به صدایت نمی رسد

ساکت بمان که بدترت  افسار می کنند"  !

**

پالان زبر  و  سقف  سیاه  طویله  را  ،

تنها " خران "  به  عربده  انکار  می کنند !

از  گاوها  بپرس  که  خرها  چگونه اند  ؟

گاوند  و  با  صراحت  " اقرار "  میکنند ... !!

 

************************************************

**************************************************************

****  

           "طرح"

در کوچه

        قیامت است ...

                  فاحشه ای را

                                  تازیانه می زنند !!...

***********************************************

**************************************************************

                              " رباعی "

 حراج ! حراج! ... " انار " دارم  مردم ... !

                                      لطفا" ببرید ...  کار دارم مردم ... !  

این دل ، دل تکه تکه ام خون شده است ،

                                    با تیغ و جنون قرار دارم ، مردم ...  !!

 

                   *********************

از من بپذیر این جنون حالی را

                                       این هستی نخ نما تر از قالی را !

فرقی که نمی کند ، چه آبی چه کبود ...

                                     از من بپذیر بی پر و بالی  را   ...

 

               **************************

 ما را به دل سرآب می اندازند ... 

                                        لب تشنه به التهاب می اندازند

 چون قایق کهنه ای در گل مانده است ،

                                     ما را به " خیال آب " می اندازند ... !

 

*******************************************************

*********************************************************(یادش گرامی)**

************************************************************************

+ نوشته شده در  جمعه 19 بهمن1386ساعت 21:2  توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
علیرضا نعمت پور ( پیمان )
××××××××××××××××



"گرر ین " نام کوه بلند و مشهوری در
لرستان است ...

×××××××××××××××××××××



...

"مرا کشتن این نیست مردانگی

در این پیلیهء تنگ پروانگی..."
×××××××××××××××××××××

نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
پیوندها
آرش گودرزی
سروش روحبخش
مریم شفیعی
مرتضی خبازیان
مهدی اخوان ثالث
عابد اسماعيلي
حسین منزوی
محمدعلی بهمنی
قیصر امین پور
جلیل صفر بیگی
حدیث لزرغلامی
وحید پورداد
فروغ فرخزاد
منیرو روانی پور
عباس معروفی
به روز شده گان
غزل
پژمان
مریم اکبری
پست مدرن !
محبوبه موسوی
لایزر
سوررئالیست
مهرناز مصباح
انجمن فردوسی
غروب کارون
فرهنگسرای نصراله مردانی
دوستان
سایت شعر
مریم و فرشاد
هنرهای ماورایی
شهرزاد
ریاضی و قرآن !
سيد ضياء قاسمي
سيد رضا شكراللهي
حسن حبيب زاده
حبيب زاده حسن
پائيز (عليرضا نعمت پور)
نهضت انتظار
اوقات شرعي
118
لغتنامه
مهاجر
پيام اسلام
محمد كاظم كاظمي
خبرهاي داغ ايران
مثل ماه من
كبود ( پيمان موسوي )
برهان
بانوي كوير
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان