![]() |
![]() |
|
| پیش از آنی که درختان همگی دار شوند ... شاخه ها را بتکانید که بیدار شوند ! |
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مدتهاست که میخواستم در مورد مطلب قبلی همین مجال چیزی بنویسم . اما دریغ ! دردهای عظیم این روزگار چنان چنگال در سینه ام فرو برده اند که دست بردن به این قلم مجازی به غمبار ترین گونه ای کسالت بار مینمود ! همیشه آرزو داشتم مجال درست و سالمی برای دفاع از بزرگی و عظمت اسلام حقیق در برابر شبهه ها و دروغهای دشمنان حیله گر این دین و آیین انسانی و والا وجود داشته باشد که .... چگونه بگویم که اما ... هر چه میکشیم از دوست میکشیم ؟! این روزها باورمان میشود که دشمن حقیقی ایمان عزیزمان خودمان هستیم ! چگونه با این حقارت سوزنده کنار بیاییم که آنکه ریشه های این درخت تناور را نشانه گرفته است ، دست به سینه کناری ایستاده است و با پوزخندی دهشتناک ما را مینگرد که شاخه های زیر پای خود را میشکنیم و سایه را از سر خود می خشکانیم ؟
فرمانده هان پنهان فرهنگ غرب سالیان درازی ست که در امتداد جنگهای نامشروع صلیبی تا امروز ، انواع تهمتهای رنگارنگ را در کنار و مخلوط با جهالتها و اشتباهات خود ما به رخ ما و جهانیان میکشد و از این بیراهه ، چرکابهء سمی خود را به پای این شجره طیبه عزیز سرازیر میکند ... اما ما چه کرده ایم ؟ انگار که نبرد ما با ایشان تلاش حقیرانه ای در جهت منافع دشمنان ما بیشتر نبوده است !! در چنین شرایطی دعا برای ظهور منجی پاک بشر تا چه حد خوش باورانه و جاهلانه به نظر میرسد ... فرهنگ غرب حیوانیت خود را به اشکال خوش تراش و فریبنده به خورد جهان ما میدهد و ما انسانیت پاکیزه ء آیین عزیز خود را چرک آلود و مشمئز کننده ساخته ایم و تلاش در جهت معرفی آن به مردم جهان داریم . البته در این بین معدود دلسوزان آگاه نیز که با دیدن و دریافتن این حقایق ، دل در گرو رفع این جهالتها نهاده اند ، تنها خدا میداند که تا چه پایه درد و زخم بر دل تحمل میکنند ...! زخمی که با تهاجم برادری هم آیین و همسایه به تمام حقوق انسانی برادر خود هر آینه عمیق تر و درد ناک تر میشود ... نه ... بهتر است هیچ نگویم ! من نه آنچنان توانمند و ساخته ام که در برابر این جهالتها درست و بایسته بایستم ، و نه متاسفانه چندان بی خیال و بی دریغ که فراموشش کنم .
این دردها هر روز جلوی چشم ماست . پس چگونه به تجسس در تحقیر فرهنگ غرب در عین انحطاط خود ، بپردازم ؟ بهتر است هیچ نگویم ... آنان که خود حقایق را به چشم روشن بین میبینند ، میدانند از چه سخن میگویم ... و میفهمند این سکوت غمگنانه چه مقدار دردناک است . ************************** |
|
+ نوشته شده در
جمعه 15 آبان1388ساعت 16:58 توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
علیرضا نعمت پور ( پیمان )
××××× در سينه غمي هست كه در لفظ نيايد ... ××× |
| پیوندهای روزانه |
|
118 لغتنامه اوقات شرعي فال حافظ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|