![]() |
![]() |
|
| پیش از آنی که درختان همگی دار شوند ... شاخه ها را بتکانید که بیدار شوند ! |
|
سلام بر عاشقان حق و حقیقت سلام دلیر مردان ظلمت ستیز ، بر شاهدان پايمردي در برابر پلشتي ... سلام بر محرم ، ... سلام بر شهادت ، ... سلام بر حسين (ع)
*** پاسداشت مردي و رشادت هر چه پاك پاكباز ،ده رباعي از مجموعه رباعي هاي كتاب در دست چاپ " هفتاد و دو مست " شامل هفتاد و دو رباعي عاشورايي كه اگر خواست خداوند قرار بگيرد به زودي منتشر خواهد شد را تقديم دلهاي حقيقت جوي شما عزيزان ميكنم . اميد دارم كه در نظر بلند شما ، قابل قبول افتد ... ******** ۱. آرام به سوی كربلا می رفتند ... در دام فریب اشقیاء می رفتند . دریای عطش غرقهء خون و آنان چون موج به ساحل خدا می رفتند ! *** ۲. گفتند : " بمانید كه ره پر گرد است ..." این قصهء آن قبیلهء بی درد است . مردی نشینید آنهمه " هل من ناصر ..." ؟ لعنت به هر آنچه مردم نامرد است ! *** ۳. سیراب بلا ، مست جنون میگذرند . مردان خدا ببین كه چون میگذرند . این هلهلهء چیست كه پیچیده به دشت ؟ با اسب عطش ، ز شط خون میگذرند ! *** ۴. هرم عطش و سرآب در یك قدمی ست " آیینه "و" آفتاب " در یك قدمی ست آنجا همه در بهت عطش منتظرند ... ای دست بریده " آب " در یك قدمی ست ! *** ۵. دل را به ولای "او" سپردن عشق است لب تشنه شرآب زخم خوردن عشق است وقتیكه وصال جز به جان دادن نیست ... با پیكر پاره پاره مردن عشق است . *** ۶. چون شاهد تیغ را در آغوش كشید فریاد عطش با لب خاموش كشید تا وادی خون و عشق ، پرواز كنان زخم دل صد پرنده بر دوش كشید *** ۷. تسلیم شدند و باز مزدور شدند پابستهء تزویر و زر و زور شدند دیدند گلوی نور را بر لب تیغ ، هم باز به نام "مصلحت" كور شدند ! *** ۸. زان روز كه باغ خیمه ها میسوزد ... عشق است كه در" كرب" و" بلا" میسوزد خورشید كه ناظر است بر كشتن نور اشكی ست كه در چشم خدا میسوزد ! *** ۹. شب نالهء تو چراغ را می شكند اندوه تو قلب داغ را می شكند گفتی: برود هرآنكه دل بسته به آب ، كو حرمت سبز باغ را می شكند ... *** ۱۰. چون ابرهای تشنه باران ، كدر شدند باد و عطش به كشتن گل منتظر شدند طوفان كه شد - نه آنكه نمردند عاشقان – چونان كه " باغ قاصدكان " منتشر شدند !
**************
اعظم الله اجورنابمصابنا بالحسين عليه السلام ، و جعلنا و اياكم من الطالبين بثاره ،مع وليه الامام المهدي من آل محمد عليه السلام . *** |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 11 دی1387ساعت 3:8 توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) |
|
|
"بسمه تعالي"
با سلام خدمت دوستان عزيزم در مورد پست قبلي كه از سر تفريح به مطلب لنگه كفش پرتابي به سمت " بوش " پرداخته بودم و بايستي بگويم كه اين گونه مطالب زياد مورد نظر بنده نيست و خوش ندارم چندان وارد بازي هاي سياسي طرفدارانه بشوم ...اما به دليل اينكه سياست ربط مستقيم به انسانيت و تفكر انساني دارد و جدا كردن آن از انديشه - مانند آنچه كه برخي از عزيزان ادعايش را دارند - يا نمود مشهود نبود انديشه است ويا سترون بودن و بي خاصيتي آن !!... كه البته هرگز بنده نيز به كليات آن بي اعتنا نبوده و نيستم. ... بايستي خدمت شريفتان عرض كنم كه ، موضع گيري هاي اخير و برخي از نظرات دوستان ، حقير را بر آن داشت كه مطلب مختصر ديگري را به آن بيافزايم . *** چند شب پيش در يكي از برنامه هاي ماهواره اي ، دكتر معروف جالبي كه بسياري وي ميشناسيم و از سخنوري هايش استفاده مي بريم !! در موضع گيري جالبي كه نشان از آزاد انديشي انساني ايشان و همپالگي هايشان داشت ، به شدت و با تعصب بسيار شديدي كه لابد در برخي موارد لازم است ( زيرا مخالف شعارهاي امثال آقاست )عمل خبرنگار عراقي را نكوهش ميكرد و آنرا نشان از بي فرهنگي ملت عراق و خبرنگار مذكور ميدانست و ملت با فرهنگ ايران كه فردوسي و خيام و عطار... دارد را با اين ملت قابل مقايسه نميدانست و ... بگذريم ... دوستان ديگري در داخل كشور نيز چنين نظراتي در همين حول و حوش داشتند كه لازم ديدم ، مطالبي را در اين خصوص خدمتتان عرض كنم. در ابتدا بايستي بگويم ، براي خاطر عزيزاني كه مرجع علمي و انساني و فرهنگي اول و آخرشان دنياي غرب است ،بايستي كافي باشد كه بسياري از انديشمندان و صاحب نظران و نويسندگان و ... حتا مردم عادي كوچه و خيابان در كل غرب نيز ، به اين اقدام خبرنگار عراقي به عنوان يك عمل نمادين و داراي پيام توجه كردند و آنرا از منظرهاي متفاوت ستودند ، چنانكه در تمامي اخبار رسانه هاي داخلي و خارجي مشهود بود ! .... حالا اگر كه اين عزيزان خود را محق تر از صاحبان تفكرشان ميدانند ، بنده خدمت انور ايشان عرض ميكنم كه : نخست ، اقدام اين خبر نگار به وضوح نشانگر اعتراض منطقي و عظيم ملتهاي تحت ستم جهان بود كه به صورت نمادين و واضحي پيام خود را به انسانهاي آزاده جهان رسانيد . تعابير غير اصولي و به دور از منطق بشري از آن لابد خيلي چيزهاي ديگر مي خواهد كه به شكر خدا اكثر انسانهاي درستكار از آن بي نصيب هستند . در ضمن ، آن مرد دلير با غيرت در آن فرصت كوتاه چگونه ميتوانست اين اعتراض عميق را با حرف زدن ! و استدلال ! و فلسفه ! ... به صورتي چنين تاثير گذار و رسا بيان بكند ، كه به مدعيان ادب و آداب (!!!) بر نخورد ؟؟؟ و آيا اين عزيزان آنقدر بزرگواري ندارند كه اين بي ادبي كوچك را از يك خبرنگار معترض و خشمگين به سياستمداري حيله گر و زور گو كه نماد استعمار جهاني ست و كودكان و برادران و پدران و مادران او را به اشتباه ! و از سر خير خواهي !! به خاك وخون كشيده است و مهمان زوري كشور او و غارت كننده داراييهاي ميهن اوست ، تحمل نمايند ؟؟؟ !!! ديگر اينكه ، آيا ملت عراق بي فرهنگ و عاري از تمدن و انسانيت هستند ؟ آيا هشت سال جنگ خونبار با دولت دست نشانده اين مردم ما را به اين قضاوت مجاب كرده است ؟؟؟ ( راستي يادتان ميآيد كه منشاء روي كار آمدن و بال و پر گرفتن اين ديكتاتور ها چه بوده است ؟ وچه كساني در گذشته از آنها حمايت ميكرده اند ؟) بي نهايت مايه تاءسف است كه اين مقدار بي انصافي و بي منطقي ، پوشش آزاد انديشي و روشن فكري باشد ! ( البته اگر قبول كنيم حمايت از جنايتكاران ، روشن فكري ست !! ) و باز ديگر اينكه ، اگر اقدام اين خبرنگار ، در حرفهء او بي معنا و عجيب و حتا ناپسند است ، آيا فهميدن انگيزه هاي او و شرايط انساني اش نيازمند هوش بسيار بالايي ست ، كه برخي خود را از آن بي نصيب كرده اند ؟ آيا طرفداران نسبي بودن همه چيز ، آيا در اين مسئله ( مثل خيلي مسايل ديگر ) دچار اعتقاد به قطعيت تغيير ناپذير و جزم انديشي ريا كارانه ، نگشته اند ؟ قضاوت ، مانند هميشه با شماست .
*********************************** راستي ، يادم رفته بود در مطلب قبل اينرا بگويم كه ، مسئولان آمريكايي و ماموران امنيتي آنها كفش ها از بين برده اند و آتش زده اند ، زيرا خيلي ها مايل به خريد مليون دلاري كفشها بودند !! ... زيراكه لنگه كفشها به نماد ويراني عزت و آبروي استعمارگران بدل شده بودند ! ( شايد هم به قول بعضي ها به خاطر بي ادبي خبر نگار عراقي ارزشمند شده اند !! ) البته كفشها هنوز از بين نرفته اند ! ... در خاطره ملتها و متفكرين هماره جلوه گرند !! ... روح لنگه كفشها حاضر است و براي مادي گرايان عزيز هم ثابت ميكند كه ، ماده هرگز از بين نميرود و تنها تغيير شكل ميدهد !!!! ********************* از حسن حبيب زاده عزيز هم متشكرم به خاطر نظرش و خودم هم اذعان دارم كه دنياي شعر جذاب تر و شايد تاثير گذارتر است و بسيار دلم برايش تنگ شده است. به همين خاطر به مناسبت فرا رسيدن ايام محرم و خاطرهء جاويدان نهضت امام حسين عليه السلام و يارانش ، چند شعر كوتاه را به زودي روي وب لاگ ميگذارم ، اميدوارم كه مورد توجه و نظر دوستان قرار بگيرد . و السلام .... يا حق تعالي
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 دی1387ساعت 10:30 توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
علیرضا نعمت پور ( پیمان )
××××× در سينه غمي هست كه در لفظ نيايد ... ××× |
| پیوندهای روزانه |
|
118 لغتنامه اوقات شرعي فال حافظ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|