![]() |
![]() |
|
| پیش از آنی که درختان همگی دار شوند ... شاخه ها را بتکانید که بیدار شوند ! |
|
*** با سلام به دوستان عزيزم و همراهان بزرگوار ...
قبل پرداختن به اين سؤال روشن شدن يك موضوع بسيار لازم است و آن جواب اين سؤال ابتدايي ست كه : " وقتي ما از علم حرف ميزنيم از چه چيزي حرف ميزنيم ؟ منظور از علمي بودن يك مسئله چيست ؟ " در طي سالهاي بسياري كه از زندگي انسان هوشمند بر روي كره خاكي ميگذرد ، اين موجود كنجكاو و بيقرار دانستن مجهولات ، نكته به نكته كشف هاي خود را از دنياي اطراف خود و تجربه هاي زندگي خويش كنار هم جمع كرده است ، به تدريج و با پرداختن هزينه هاي گزاف اشتباهات خود را تصحيح نموده و با انواع روشهايي كه تا اين زمان به نظرش عقلاني و منطقي مينموده است ، دانستنيهايي به نا م علم امروز را فراهم كرده است. اگر چه اين گنجينه گرانبها ، ارزشمند ترين چيزي ست كه انسان با تلاش خود تا زمان حال به دست آورده است اما بايستي خارج از تعصب كور ذاتي انسان در دفاع از برخي دارائيهاي موروثي اش ، قضاوت كرد كه اين دانش گردآوري شده چه مقدار از حقايق عالم هستي را تشكيل ميدهد ؟ تا چه اندازه بي نقص و درست است ؟ اشتباهات احتمالي آن كجاست ؟ آيا با اين معلومات ميتوان نتيجه گيري روشن و قاطعي راجع به كل جهان هستي و مسير آن داشت ؟ ... تمامي اين سؤالات هستند كه ما را در مواجه با " علم " به لحظه اي تفكر و مكث منطقي دعوت ميكنند .
زماني با يكي از دوستان دانشمندم كه داراي مدرك دكتري رياضي از آلمان است و داراي تحقيقات بسياري در زمينه هاي ديگر مانند فيزيك ، ادبيات ، فلسفه و ... است ، راجع به همين مسايل صحبت ميكرديم . من از ايشان سؤال كردم به نظرشما و در برآوردي از نظر اكثر دانشمندان امروز چه مقدار از كل حقايق و واقعيت هاي جهان هستي امروز براي ما روشن و حل شده هستند ؟ پاسخ اين دوست عزيز به شدت بنده را به حيرت و تفكر فرو برد ... ايشان فرمودند : " ... با قاطعيت و به صورت بسيار واضح بايستي بگويم چيزي در حد صفر !!! " جالب اينجاست كه اين دوست بي نهايت گرامي بنده به هيچ وجه قايل به وجود جهان غير مادي و درستي مسايل مذ هبي و در كل چيزي خارج از عالم مادي ما نيستند و به طبع از ديدگاه ايشان بسياري از سؤالاتي كه كسي مثل بنده با آنها مواجه هستم اصولا" وجود ندارند و داراي ارزش كشف علمي نيستند ! اين را به اين دليل عرض كردم كه متوجه شويد كليت جهان هستي در نظر ايشان نسبت به يك فرد معتقد به مذهب و جهان خارج از ماده ، بسيار محدود تر است .( بنا بر فرض منطقي اين قياس ) پس سؤال حقيقي اين است كه : " آيا اين معلومات بسيار بسيار محدود ما نسبت به جهان اطراف مان همان علمي ست كه قرار است با تكيه بر آن در مورد بسياري از مفروضات و اعتقادات ديگران قضاوت كنيم ؟ " ... " آيا معناي علمي بودن يك مسئله اين است كه در اين دايره تنگ بگنجد ؟ " ... " آيا خارج از اين معلومات محدود هر چيز ديگري غير علمي و به طبع غير حقيقي و بي ارزش است ؟ " و حالا يك مسئله جالب تر !! ... بر طبق يكي از فرضيه هاي پيچيده دانشمندان علم فيزيك كوانتوم كه به نظريه ريسمان معروف است ، جهاني كه ما ميشناسيم حداقل يكي از 10 به توان 15 جهاني ست كه به صورت موازي با جهان ما وجود دارند ... !!!!! ( البته اين يك برش مختصر، در حد يك جمله ، از كليت اين نظريه است و ور واقع مسئله بسيار تخصصي تر و پيچيده ترست ! ) اين نظريه كه تا حدي مي تواند به مقداري از مجهولات جهان هستي در ديدگاه دانشمندان كمك كند ، شايد به ما نشان بدهد كه اكنون در كجاي " سرزمين علم " قرار گرفته ايم ؟ فقط چند لحظه به كار انداختن تصورات ما كافي ست تا با درك اين عظمت ( جهان هستي ) در مقابل اين حقارت ! ( دانسته هاي ما ) از هوش برويم و زبان در كام بگيريم. معني اين همه اين است كه رفيق دانشمند ما هم چندان درست نمي گفت !! ... زيرا ايشان تنها به جهان خودمان اشاره داشتند . در واقع نزديك به صفر براي ناميدن مقدار اطلاعات ما از هستي ، رقم بسيار خوشبينانه ايست و يا حتا بهتر است بگوييم رؤيايي ...! *** حالا به سؤال جالب خودمان برسيم : آيا اعتقاد به خدا علمي ست ؟... يكي از بهترين و منطقي ترين برهان هاي وجود خداوند برهان عليت است كه ساليان بسيار طولاني مورد استناد موحدان بوده است و در همين مقدار زمان هم مورد حمله منكران ! در يكي از بحثهايي كه در آينده انشاء لله ميخواهم بپردازم ، فيلسوف ملحدي مانند " ديويد هيوم " تلاش كرد كه اين برهان را از نظر منطقي و استدلالي به چالش بكشاند ... نقايص استدلال هاي هيوم و بحث بر آنها بماند براي بعد ... اما يكي از جالب ترين آثار اين مدعا خالي شدن زير پاي اين پهلوان كوچك دوست داشتني ما " علم انسان " ( به معناي تمام دانسته هاي او تا امروز از هر لحاظ )- با آن چثه كه ذكر شد ! - و خراب شدن تنها تكيه گاهش بود . در واقع هيوم با دانستن اينكه تبر فلسفي اش شاخه ء زير پاي خودش را نشانه گرفته است براي اثبات حرف خود چاره ديگري پيدا نميكرد ! اگر مانند هيوم معتقد باشيم عليت در جهان ما تنها در ذهن ماست و حقيقت ندارد ( بصورت كلي ) پس علم بشر كه از كنكاش در همين سرزمين به دست آمده است چه تكيه گاهي دارد ؟ همين امر باعث گرديد تا در فلسفه علم هر روز حفره هاي عظيم تري ايجاد شود و ما به صورت ضمني بپذيريم كه جستجوي علمي مبتني بر علت اتفاقات هستي را ادامه دهيم در حاليكه معتقديم خود عليت جهان حقيقت ندارد !!! اين تضاد سرگيجه آور بزرگترين مانع درك حقيقت از سوي مدعيان دانش امروز در مقابل عظمت هستي مي تواند قلمداد شود . در حاليكه در نظرگاه ايمان به وجود خداوند ، علم بشر اگر چه ناقص ، حقير و محدود است در عين حال مقدس ، مستحكم و قابل اعتماد نيز مي باشد (1) پس از يك ديدگاه اعتقاد به خدا كه يكي از براهين آن عليت است ، بسيار علمي تر از الحاد مدعيان علم روز ! است . بازگشت به دوران غار نشيني توجه به این نکته بسیار جالب می نماید که بر طبق یک دست انداز فکری! در ذهن بیشتر ، او خيال ميكند كه هر چيزي كه روابط علي و معلولي آن تا حدي معلوم شد و به قول معروف علم آنرا كشف كرد ، از حيطهء تسلط خدا خارج شده است و تنها راه اينكه بتوانيم مسئله اي را به خدا ربط دهيم اينست كه آن نكته مجهول و تاريك باشد !!! شايد دليل اين امر آن باشد كه بشر جاهل در طي مسير شناخت خود از جهان هر چيز ناشناخته اي را به قدرتهاي ماورائي نسبت ميداد و با روشن شدن دليل منطقي آن در مي يافت كه تصوراتش غلط بوده است . و حالا بر طبق اين كليشه قديمي هر مجهولي را كه كشف ميكند از بي ربط بودن كلي آن به خالق هستي مطمئمن ميشود ! در حاليكه اعتقاد به خداوند يكتا ، اعتقاد به علت علتهاست ، نه اعتقاد به خدايي بودن مجهولات !! جالب اينجاست كه بعد از استدلال هيوم در زير سؤال بردن عليت ، اين بشر مدرن بي خداست كه چماق علم تجربي را به دست گرفت و به غارهاي تاريك طبيت و مادي گرايي خزيد ، تا از اين پس هر چه كه تجربه ميكند و ميشناسد را به غلط يكسره بي ربط به مبداء هستي بداند !! و فيلسوفان مدرن نيز به جاي دعوت به نور آفتاب ، تنها براي آنان مشعلي كم فروغ از پوزيتيويسم(۲) افروختند و از خروج از اين غار منع كردند ! *** اميدوارم فرصت بيشتري پيش آيد تا در مورد اين نوع استدلالات كه به منظور نفي براهين عقلي وجود خداوند و ارتباط اخلاق با اعتقاد به خدا ( بحث پيشين مان ) و ... به بررسي و بحث بپردازيم. ******************************** ۱. رجوع شود به انبوه آيات و احاديث در تقديس علم و تشويق به فراگيري آن در منابع اصيل اسلامي ۲. مكتب فلسفي غالب دنياي مدرن ، در اعتقاد به اينكه هر چيزي كه قابل تجربه و آزمايش نيست ، غير حقيقي ست و جاي بحث و كنكاش ندارد ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 18 آذر1387ساعت 2:12 توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
علیرضا نعمت پور ( پیمان )
××××× در سينه غمي هست كه در لفظ نيايد ... ××× |
| پیوندهای روزانه |
|
118 لغتنامه اوقات شرعي فال حافظ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|