![]() |
![]() |
|
| پیش از آنی که درختان همگی دار شوند ... شاخه ها را بتکانید که بیدار شوند ! |
|
*
(برای رویای همیشه ام ...) **********
"ابتدای جهان" من نبودم ... جهان نبود ... هیچکس آغاز نمیکرد بود و نبود یکی را ! ... تا چشم گشودم در یافتم ابتداست تولد دنیا را ... **********
"جستجو" در چهارراه عدم به دنبال هستی آن بی نشان بودم که از جنس بودن باشد نه چنان که بودم ! به جستجوی "او" تا کجاها رفتم ؟ در چهاراه عدم ... *****************
"دیدار" چنان ساده بود و صمیمی بود که آفتاب را آیینه ء کوچکی مینمود ... پیش از طلوعی سترگ ! عجبا چنان مست خستگی بودم که رویایم را دراثنای کابوس کوچکی گم کردم !! ***************** "جاودانگی" من نیستم ... جهان نیست... تنها تو رویایی هستی ـ که هستی ـ در آغاز قصه ای طولانی بسان خوابی که تعبیرش "جاودانگی" مطلق است . چنین است که تو را می ستایم ... و نمی میرم ... **************************************** ************************************************ " علیرضا نعمت پور " |
|
+ نوشته شده در
شنبه 4 خرداد1387ساعت 19:40 توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
علیرضا نعمت پور ( پیمان )
××××× در سينه غمي هست كه در لفظ نيايد ... ××× |
| پیوندهای روزانه |
|
118 لغتنامه اوقات شرعي فال حافظ آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|