تبليغاتX
پیله تنگ پروانگی
شعر و ادبیات و فرهنگ ...
گفتی که دگر گلوی فریادت نیست
دردی ز غرور رفته بر بادت نیست

بر گردن من جای طنابت باقی ست
ای دار منم گلوی من یادت نیست
                           

                                     زنده یاد  " بهمن کرم الهی"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 17:40  توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) | 
افسوس که ما ز باد بی خانه تریم

از هر چه  "دل خراب"  ویرانه تریم !

من گمشده و تو ساده آواره ی من ...

انصاف بده ! ... کدام  دیواتریم ؟!...

                                      "  پیمان نعمت پور"

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 14:53  توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) | 

روحم و روی ابر می خوابم
خسته‌ام ، توی قبر می‌خوابم!

بوسه‌ات مانده روی بازویم
مادرم گریه می‌کند رویم

توی یک قبر تنگ و بن‌بستم
مثل یک مرده در خودم هستم!

روح من داغ و نیمه‌جان مانده
چشم‌هایم به آسمان مانده

حالت گیجی بدی دارم
استخوان‌درد ممتدی دارم

بوی باران گرفته پیرهنم
مزه‌ی سنگ می‌دهد دهنم!

زنگ تو از صدام افتاده
روحم از پشت بام افتاده

خاک می‌ریزد از نفس‌هایم
دو ٬ سه ساعت شده که اینجایم

نور افتاده بر سر و رویم
یک فرشته نشسته پهلویم

عطر بالش یواش می‌آید
بوی سیب از صداش می‌آید

نفسش توی قبر ، پخش و پلاست
شکل رویای مادرم، حوّاست!

شکل یک سیب سرخ، در سبد است
اسم و فامیل مرده را بلد است

ساکن برج سوم ماه است
بال‌هایش بلند و کوتاه است

مثل یک ماه ، توی بافه‌ی نور
مایه‌ی دلخوشی اهل قبور!

رو به رویم نشسته با خنده
«قطعه تون و  ردیفتون، چنده؟» 

*

-قبر من یک چراغ کم دارد
قبر پایین، کرایه هم دارد؟

من کمی آفتاب می‌خواهم
هفته‌ای یک کتاب می‌خواهم

نه! نریزید! آب لازم نیست
سنگ قبر و گلاب لازم نیست

یک فضای سپید می‌خواهم
سیم کارت جدید می‌خواهم

کنج این قبر شکل کافه شود
«حافظ سایه» هم اضافه شود!

اولین پنجشنبه‌ی هر ماه
مثنوی‌خوانی است با ارواح!

حق تفسیر مال مولاناست
روح او پنجشنبه‌ها اینجاست!

شمس یک گوشه تلخ می‌خندد
مثنوی را نخوانده، می‌بندد

آشناها کنار هم هستند
این طرف بچه‌های بم هستند

چه بهشت و جهنمی داریم
روزها توی قبر بی‌کاریم!

این طرف‌ها غریبی و غم نیست
دور و بر روح آشنا کم نیست

می‌رسد حافظ از سرازیری
با سیه چشم ناز کشمیری

*
حیف شد! زنده‌ای و من تنهام
سال‌هایی که بعد تو اینجام

لطفاً این روزها به لطف خدا
یک تصادف بکن! بمیر و بیا!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 14:43  توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) | 

سفر ایستگاه


قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود


و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان
          به نرده های ایستگاه رفته
                                     تکیه داده ام!

                                                       "قیصر امین پور"

+ نوشته شده در  شنبه 10 شهریور1386ساعت 15:14  توسط علیرضا نعمت پور ( پیمان ) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
علیرضا نعمت پور ( پیمان )
××××××××××××××××



"گرر ین " نام کوه بلند و مشهوری در
لرستان است ...

×××××××××××××××××××××



...

"مرا کشتن این نیست مردانگی

در این پیلیهء تنگ پروانگی..."
×××××××××××××××××××××

نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
پیوندها
آرش گودرزی
سروش روحبخش
مریم شفیعی
مرتضی خبازیان
مهدی اخوان ثالث
عابد اسماعيلي
حسین منزوی
محمدعلی بهمنی
قیصر امین پور
جلیل صفر بیگی
حدیث لزرغلامی
وحید پورداد
فروغ فرخزاد
منیرو روانی پور
عباس معروفی
به روز شده گان
غزل
پژمان
مریم اکبری
پست مدرن !
محبوبه موسوی
لایزر
سوررئالیست
مهرناز مصباح
انجمن فردوسی
غروب کارون
فرهنگسرای نصراله مردانی
دوستان
سایت شعر
مریم و فرشاد
هنرهای ماورایی
شهرزاد
ریاضی و قرآن !
سيد ضياء قاسمي
سيد رضا شكراللهي
حسن حبيب زاده
حبيب زاده حسن
پائيز (عليرضا نعمت پور)
نهضت انتظار
اوقات شرعي
118
لغتنامه
مهاجر
پيام اسلام
محمد كاظم كاظمي
خبرهاي داغ ايران
مثل ماه من
كبود ( پيمان موسوي )
برهان
بانوي كوير
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان